85/04/01
هر ابادی نشانی دارد از دوست / از او باشد نشان , این باغ , از اوست
می دونی چرا همیشه پنج شنبه ها قشنگه
مثل یه تکیه گاه زیر یه سایبون , سر بی کسی رو شونه هات , سرت رو زانوی غم , می خوای تا صبح با شبش خلوت کنی
می دونی چرا همیشه جمعه ها دلت می گیره
چون بازم دلت می گه یه چیزی امروز کمه , تو هم به بهونه گردش و استراحت جاشو پر می کنی , ولی اخرش دلتنگ می شی ولی اون ... , اونقدر بزرگه که همه دلتنگیاتو ازت می گیره و تو هم زود خوابت می بره . جمعه شبا , چشمایی بیدارن , اگه جزو اونایی , به خودت افتخار کن که در غم اونا شریکی و اگه خوابی ولی دلت بیداره , ناراحت نشو , بدون نمی خواد غصه , بیش از این واست سنگینی کنه
حالا دیگه می دونی شنبه ها چرا همیشه شرمندن
اره , چون با اومدنشون حامل این پیامن که بازم باید یه هفته رو صبر کنی .
نوشته شده توسط میلاد.ب در ساعت 13:19 | لینک
|
