تبليغاتX
قلم من,کاغذ تو - باور کنید
_ یک جمله , حرف های خودمونی , چند تیکه نوشته , یه دفترچه از تو یه برگ از من .

باور کنید این مستی نیست

سالهاست که دیوانه ام   دست خودم نیست

دیوارها مانعم می شوند   که هر روز تکیه به ان ها می زنم .

 

 

باور کنید   این مستی برای خودم نیست

سالهاست که از انِ دیگرانم   خودم در دست خودم نیست

ادم ها زیاد شده اند , راه را بند اورده اند   که هر روز دست بر شانه یکی از ان ها می گذارم .

 

 

باور کنید   این مستی کار همیشگیم نیست

سالهاست که از خانه دورم   خواب و خوراکم به دست خودم نیست

دزدها همه جا هستند   که هر روز پاشنه به در خانه ای می زنم .

 

 

باور کنید   این مستی خطری ندارد

سالهاست همین طور مستم   عادت است , اخر دنیاست   چه فرق می کند

کور ها همه جا کورند   که هر روز محکوم به نیستی ام می کنند .

 

 

 

 

باور کنید   مست بودم   همه حرف هایم را پس می گیرم

سالهاست حد می خورم 

...

 

 

۱۳/۰۴/۸۸ 

 

 

 

    

نوشته شده توسط میلاد.ب در ساعت 22:0 | لینک  |