تبليغاتX
قلم من,کاغذ تو
_ یک جمله , حرف های خودمونی , چند تیکه نوشته , یه دفترچه از تو یه برگ از من .

_ می دونی فرق ایینه و سنگ در چیه ؟

_نه , ولی شباهتشون رو می دونم

_ خوب مگه شباهتی هم داره ; اوه سنگ كجا , ايينه كجا ...

_ اگه جفتشو بشكني تعدادشون بيشتر مي شه

اگه اينه رو بشكني , هر تيكش به تنهايي يه اينه مي شه و هزاران اينه بوجود مي ايد

اگه سنگ رو هم خرد كني , اونقدر سنگ به وجود مي ايد كه هر كدوم زيبايي خودشو داره

_ خب , ديگه ؟

_ ديگه اينكه اگه هر كدومشون جاي قلب باشن , دلاي ديگه رو مي شكنن چون هيچ كس دوست نداره خودشو تو اينه ببينه [ البته زشتي هاي خودشو ] و سنگم كه مشخصه , دلي كه از سنگ باشه دل همه رو مي شكونه.

 

نوشته شده توسط میلاد.ب در ساعت 10:51 | لینک  | 

بابا اگه ما نخوایم وبلاگی بشیم , کی رو باید ببینیم ; دلم دست ور نمی داره , می گه هم زبون می خوام , گوشای شنوا می خوام , خونه می خوام ; عقل مام تا الان زیر بارش نمی رفت , می گفت حوصله داری , ولمون کن بابا , زشته , ... . ولی همون طور که می بینید مشخص شد کی حرفشو به کرسی نشوند و ما رو با این حال و اوضاعمون , وبلاگی کرد .

البته خیلی وقت پیش یه وبلاگ داشتم که الان فکر کنم کاغذاش پوسیده , جوهرش پخش شده و فقط به عنوان موزه بازدید داره ; بگذریم , این دفعه هم توشه مان پره , هم هدفمون براه , انگیزم که دست شما رو می بوسه .

خب فعلا فرصت تا ویرایش قالب و از این جور چیزا .

نوشته شده توسط میلاد.ب در ساعت 18:25 | لینک  |